عبدالله مستوفى
221
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
و علاقهاى بداشتن همپاى « 1 » مرد نشان نميدادند . يكروز هم بالنى هوا كردند . جشنها و اجتماعات شهر بسادگى در همان روزيكه ما مىخواستيم به سمت پاريس حركت كنيم ، خاتمه يافت . عزيمت بپاريس بوسيلهء تلفن با صمد خان ممتاز السلطنه وزير مختار ايران در پاريس از روز و ساعت حركت از كاله مسبوق شده بوديم و مىدانستيم كه در ساعت مقرر يك واگن سالن از پاريس بكاله خواهد آمد كه هيئت سفارت كبراى فوق العاده را با پرداخت كرايهء معمولى بپايتخت فرانسه ببرد . بنابراين بعد از ظهر روز مزبور ، بساحل دريا و ايستگاه رفتيم و با بليط معمولى درجه يك ، در واگن سالن مزبور بپاريس رهسپار شديم . در گار پاريس رئيس پروتكل ( تشريفات ) وزارت خارجه و هيئت سفارت مقيم ايران و جمعى از ايرانيان مقيم اين شهر باستقبال آمده بودند ، رئيس تشريفات ، سمت مهماندارى هم داشت . كالسكههاى دولتى ، هيئت سفارت را به اليزه پالاس - هتل كه مقر سفارت تعيين گشته است بردند . اينجا همقطار تازهاى براى خود پيدا كردم و آن آقاى لقمان الدوله بود . صمد خان ممتاز السلطنه ، به مد استاد خود ارفع الدوله ، بدون حكم مركز و استفسار از رئيس هيئت ، ايشان را به سمت وابستهء سفارت كبرى بوزارت خارجهء فرانسه معرفى كرده بودند . آزادگى مشير الملك اقتضاء نداشت كه در اين كار خاتمه يافته وارد بحث و چونوچرا شود . آقاى صمد خان هم چون به اين اخلاق ايشان سابقه داشت ، اين بىرويگى عهد دقيانوس سفراى ايران را به خود اجازه داده بود . آقاى لقمان الدوله پسر لقمان الممالك ( لقمان ادهم ) و از آشتيانيهاى تركزبان ميباشند كه خانوادهء آنها مدتى است در تبريز ، به سمت طبابت ، در دستگاه وليعهد هستند و براى تحصيل طب به پاريس آمده است . خوشاخلاقى آقاى لقمان الدوله جبران بيرويگى اصل عمل را نمود و من خيلى از همقطارى ايشان خشنود شدم . فقط از يك چيز خيلى كوك بودم و آن تركى حرف زدن آقاى صفاء الممالك با ايشان بود . بالاخره به آنها گفتم : « شما دو نفر يكى نائينى و ديگرى آشتيانى و در پاريس هم از اين لهجهء مغولى كه به زور شمشير و تهديد به زبان برى بر اهالى آذربايجان تحميل شده است ، دست برنميداريد ؟ ! تركى حرف زدن آقاى لقمان الدوله چون زائيدهء تبريز و ايام صباوت را در آنجا گذرانده است ، وجهى دارد ولى آقاى صفاء الممالك ! شما در اين ميانه چه ميگوئيد ؟ و بچه مناسبت باد ببوق اين زبان وحشى كردهايد ؟ » بواسطهء اين منطق بود كه خود را از شنيدن اين لهجهء غيرمأنوس خشن كه مع الاسف بر قسمتى از ايرانيان نژاده تحميل شده است ، راحت كردم .
--> ( 1 ) - كلمهء مركب « همپا » را عامه بجاى همراه خيلى استعمال ميكنند ، در صورتى كه همپا براى رقص متناسب است . حالا كه رقص وارد اجتماع شده است ، اگر « همپا » و « همپائى » را براى رقص اختصاص بدهند ، شايد بد اصطلاحى نباشد . ترويج آن با جوانها است پيرها حاجتى به آن ندارند .